محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

5967

تاريخ الطبرى ( فارسي )

عزون گويد : بدانستم كه به زودى دبيران خويش را سرنگون مىكند و يك هفته نگذشت كه دبيران خويش را سرنگون كرد و ابراهيم بن رباح و سليمان بن - وهب و ابو الوزير و احمد بن خصيب و جمع آنها را بگرفت . گويد : واثق بگفت تا سليمان بن وهب دبير ايتاخ را بدارند و دويست هزار درم ، و به قولى دينار ، از او بگيرند ، پس او را به بند كردند و جبه اى از جبه هاى ملاحان را به تنش كردند كه يكصد هزار درم بداد و خواست كه باقى مانده را بيست ماه عقب اندازد كه واثق اين را پذيرفت و بگفت تا آزادش كنند و به دبيرى ايتاخ باز برند و دستورش داد سياه بپوشد . در اين سال شارباميان از جانب ايتاخ ، بر يمن گماشته شد و در ماه ربيع الاخر آنجا رفت . در همين سال محمد بن صالح ولايتدار مدينه شد . سالار حج ، در اين سال محمد بن داود بود . ( 129 آنگاه سال دويست و سىام درآمد . سخن از خبر حادثاتى كه به سال دويست و سىام بود از جمله آن بود كه واثق ، بغاى بزرگ را به مقابلهء بدويانى فرستاد كه در مدينه و اطراف آن تباهى كرده بودند . سخن از فرستادن واثق ، بغاى بزرگ را به مقابلهء بدويانى كه در مدينه و اطراف آن تباهى كرده بودند گويند : آغاز اين كار از آنجا بود كه مردم بنى سليم در اطراف مدينه با مردم تعدى و بدى مىكردند ، وقتى به يكى از بازارهاى حجاز مىرفتند ، چيزها را به هر -